معماری

رابرت ونچوری – جیمز استرلینگ

رابرت ونچوری معمار آمریکائی از شاگردان سارنین Saarinen و توئی کان Khan بود ودر دفتر آنها کار می کرد . در سال ۱۹۶۶ کتابی به نام ” پیچیدگی و تضاد در معماری “Complexity & Contradiction In Architecture را به رشته تحریر در آورد .

1

در این کتاب رابرت ونچوری اصول اندیشه ها و جهان بینی معماری مدرن را زیر سوال برد . او در این کتاب خواستار توجه به خصوصیات انسانی و توجه به معماری انسانی مدار شد . عمده نقد ونچوری در این کتاب متوجه میس وندروهه بود . در مقابل ” Less Is Bore ” ,” Less Is More “، به معنی کم خسته کننده است ، رامطرح می کند . او عقیده داشت مسائل بسیار پیچیده ( C omplex ) و تضاد ( Contradiction ) در ساختمان وجود دارد که نمی توان آنها را نادیده گرفت ، یا حذف کرد . ونچوری عقیده داشت که یک ساختمان نمی تواند یک فرم خاص داشته باشد ، برای او فرم هایی از قبیل خانه های دامنه کوههای ایتالیا که بر اساس نیازهای مردم و شرایط اقلیمی بنا شده ملاک است .

ونچوری هیچ اعتقادی به سبک بین المللی ندارد و به جای آن معتقد به زمینه گرایی ” C ntextualism ” است ، یعنی هر بنایی باید بر اساس زمینه های فرهنگی ، اجتماعی ،تاریخی و کالبدی و شرایط آن سایت و ساختمان طراحی و اجرا شود .

او در سال ۱۹۷۲ کتاب دیگری به نام ” یادگیری از لاس وگاس ” نوشت” Learning From Los Vegas ” . در این کتاب ، توجه معماران را به فرهنگ و خصوصیات روزمره زندگی جلب کرد . وی در این کتاب یادآور شده که ، سمبل ها آنهایی نیستند که روشنفکران به مردم دیکته کردند. بلکه ، این سمبل ها را خود مردم طرح کرده و قابل فهم برای آنهاست . اشکال سردرها ، مغازه ها و احجام عامه پسند چیزی است که در شهر لاس وگاس جذابیت خاصی داده است .

خانه مادر رابرت ونچوری درپنسیلوانیا ۱۹۶۲ در عین سادگی ، پیچیدگی و در عین تقارن ، نامتقارن است و در عین وحدت ، کثرت دارد . اولین ساختمان به سبک مدرن است . در این طرح نمادهایی چون بام شیب دار ، قوس ، سردر ورودی ، پنجره ها ، لوله دودکش وجود دارد . داخل ساختمان دارای فضاهای مختلف و گوناگون است و تضاد پلان را روی نما نشان داده ، نمای ساختمان نشان دادن ذهنیت یک کودک از خانه است.

طرح موزه ملی لندن ۱۹۸۰:

رابرت ونچوری به همراه همسرش این مرکز را طراحی کردند . ساختمان ۳ نما دارد . طراحی نمای ساختمان با خصوصیات محله است :

(تصاویر موزه ملی لندن)

  • یک نمای سنتی که سمت یک موزه تاریخی قرار دارد .
  • یک نمای مدرن که سمت خیابان وساختمانهای مدرن قرار دارد .
  • نمای داخل کوچه که همگون با بافت محلی است.

2

از هر کودکی بخواهید که عکس یک خانه را بکشد آنچه معمولا بر روی کاغذ می آید شباهت زیادی به خط خطی های رابرت ونچوری دارد که در سال ۱۹۶۴ برای مادر بیوه اش وانا طراحی کرده است.وی حتی دودی را که از دودکش بیرون می آید نیز کشیده است. این مورد در بخش معماری فقط شگفتی نیست،اگر چه وی چنین تاکید می کند که « برای جدی نمودن مسئله از مورد خنده داری استفاده نموده ام.» ونچوری با نگاهی به گذشته خانه مادرش که ۲۵ سال بعد در مورد آن بحث میکند توضیح می دهد:«حالت پناهگاه مانند بودن این خانه با سقف شیروانی که دارای در مرکزی و پنجره های معمولی و دودکش می باشد، شبیخ خانه ای ابتدائی است همانند نقاشی کودکی از یک خانه.»

هنگامی که به محل خانه نزدیک میشوید، مشکل است که در یابید خانه ای که آنقدر ساده به نظر می آید،معماران را این چنین عصبانی کند و همسایگان را خشمگین سازد. امروزه معماران همانطور که یکی از همکارانم گفته است ، می دانند که شاید این ساختمان از مهمترین های قرن بیستم باشد؛ نقشه ای انقلاب گونه که دوره معماری را به مخاطره انداخته است و تغییر داده است.»

3

ونچوری بر روی خانه مادرش ۵ سال کار کرد. وی میدانست احتمال دارد به زحمت بیفتد.او بعدها اغتراف کرد که« مقابله کردن با تمایلات دشوار و ناراحت کننده است… هنوز به خاطر دارم که رسدن به این ساختمان چقدر برایم مشکل بود.»اما برای معمار جوان با استعداد و نوشکفته ای که طی اولین سفرش به اروپا در ابرها سیر کرده بود، راه دیگری باقی نمانده بود.او رم باستان و کنونی را بهشت معماری میداند.ونچوری خواست که نه از روی عادت بلکه از طریق حس آکاهانه ای از گذشته توسط سنت که متفکرانه مورد توجه قرار می گیرد ،راهنمایی شود.از نظر او معماران کنونی تنوعی از زشتیها را در کنار هم قرار میدهند.ونچوری میگوید:«Less is bore ! »این گفته شاید دومین بیانیه مشهور معماری مـــــــدرن است که میــــــــس وندر روهه (Mis van der Rohe ) اولین بار Less is more !)) را عنوان کرد.

مادر ونچوری دختر و همسر مهاجران ایتالیایی برخی از ممانعت های عملی را تحمیل کرد: او پول زیادی برای خرج کردن نداشت،همچنین چیزی برای تظاهر.آنطور که ونچوری به خاطر می آورد با فرهنگ، اجتماعی و صلح طلب بود . وانا ونچوری عاشق خانه ای است که پسرش برایش ساخته است.

بعد از اینکه وانا در سال ۱۹۷۵درگذشت خانه جزء اموال توماس هاگز تاریخ شناس و همسرش آگاتا شد.هردو آنها به این خانه علاقه مندند و هنوز پس از گذشت چندین دهه چیزهای تازه ای را کشف می کنند.

4

مادر ونچوری دختر و همسر مهاجران ایتالیایی برخی از ممانعت های عملی را تحمیل کرد: او پول زیادی برای خرج کردن نداشت،همچنین چیزی برای تظاهر.آنطور که ونچوری به خاطر می آورد با فرهنگ، اجتماعی و صلح طلب بود . وانا ونچوری عاشق خانه ای است که پسرش برایش ساخته است.

بعد از اینکه وانا در سال ۱۹۷۵درگذشت خانه جزء اموال توماس هاگز تاریخ شناس و همسرش آگاتا شد.هردو آنها به این خانه علاقه مندند و هنوز پس از گذشت چندین دهه چیزهای تازه ای را کشف می کنند.

5

آگاتا هاگز با چشمان دقیق هنر مندانه اش از خانه بعنوان اثری هنری مراقبت میکند.با این وجود او اصرار دارد که این خانه احتیاج به تزئینات دیگری هم دارد! طاق میانی سقف اتاق نهار خوری ، دیوارهای خمیده و خطوط مورب درون مستطیل پایه ای خانه ، شگفتیهایی ـ که حالا پله است ـ با راهها و قسمتهایی که دگرگون شده است، راه ورودی ، شومینه اتاق نشیمن و راه پله های منتهی به طبقه بالا تمام دستکاری کردنها را برای مکانها مورد بررسی قرار می دهند.

اتاق ورودی بسیار بزرگ است. سنتوری آن عمیق است و دودکش بلند دارد.در داخل به شومینه ای بلند بر میخوریم که سر بخاری بسیار بلند دارد.اما این موارد بیان کننده خانه مجلل گونه هستند که آگاتا چنین شومینه بزرگی را طراحی کرده است با آن جا شمعی های عجیب و غریب.

صندلی چوبی کوچکی جنب دیکشنری بزرگ در پنجره واقع در استودیو قرار دارد.به این خاطر دنیس اسکات براون( همسر رابرت ونچوری) خانه ره به توله سگی با پاهای کوتاه تشبیه می کند.او به مراجع تاریخی غنی اشاره میکند. ونچوری گاهی علاقه زیادش به پورتاپیای میکل آنژو تاثیر آن بر روی اثر وانبرگ قصر بلنهم در انگلستان را نشان میدهد.اسکات براون افزود:چنانچه خانه های آمریکایی در قسمت جلو مانند «ملکه آن» و در پشت مانند« مری آن » باشند این خانه در قسمت جلوئی از پالادیو الگو گرفته است و در قسمت عقبی از آلتو.

67

Levittown ممکن است فکر کنید ونچوری و اسکات براون از مکانهایی چون متنفر باشند، محلی که خانه هایش ۳۰ روزه بنا میشوند و اثری التقاطی از سبک های تاریخی است که پندارهای صاحبان آنرا از زدگی در خانه های اشرافی بر می آورد.اما اسکات و ونچوری از این خانه ها بیزار نیستند. ونچوری شهرت خود را از آغاز موقعیتی کسب نمود که معماران از مکانهایی چون

Levittown و لاس و گاس بدست می آورند.

8

از نظر رابرت ونچوری خانه خانه است و باید دارای نمادهای خانه در هر فرهنگ و جامعه باشد.

خانه مادر ونچوری در عین داشتن تقارن، نامتقارن، در عین وحدت دارای کثرت و در عین پیچیدگی و تضاد در فرم دارای قداثت ساده برای عامه مردم به عنوان یک خانه مسکونی است .

در خانه مادر ونچوری، او از نمادهایی هم چون بام شیب دار، پنجره، قوس سردر ورودی، لوله دودکش استفاده کرده که در غرب از جمله در امریکا نمادی و نشانه های یک خانه شمرده می شود. هر کس در غرب در نگاه اون این ساختمان را به عنوان یک خانه مسکونی تشخیص می دهد.

9

اگر چه نمای این ساختمان به صورت نامتقارن طراحی شده اند. ( توجه ونچوری به داخل و خارج بنا به طور هم زمان، و پلان را به خاطر نما تغییر نداده و حفظ کرده است.)

در سمت راست فضاهای نمیه خصوصی هم چون آشپزخانه، پذیرائی و ناهار خوری قرار دارد، در سمت چپ فضاهای خصوصی هم چون اتاق های خواب و حمام طراحی شده است.

این عدم تقارن و دوگانگی در چیدمان پلان در نما توسط بام شیب دار، دیوار زیر دودکش و قوص تزئینی در بالای سردر ورودی به یگانگی و وحدت تبدیل شده است. لذا وحدت و یکپارچگی از طریق خذف المان های مختلف ساخ خانه در این طرح وجود دارد تمان به دست نیامده بلکه همه تناقضات و پیچیدگی های دو عنصر قائم یعنی دودکش بخاری و پلکان به نظر می آید برای قرار گرفتن در قسمت مرکزی رقابت دارند، این عناصر که یکی ذاتاً پر و دیگری تهی است از نظر شکل و موقعیت در سازش هستند به این معنی که هر کدام در جهت دیگری منحرف می شود تا دو گانگی قسمت مرکزی را که خود ایجاد کننده آن هستند تبدیل به وحدت نمایند . از یک طرف بخاری و دودکش تغییر شکل داده، کمی حرکت می نمایند، از جهت دیگر پلکان به خاطر دودکش ناکهان عرض خود را کم کرده و مسیر را عوض می نماید. ( همان پیچیدگی که ونچوری به آن اعتقاد دارد ) در داخل خانه، اتاق ها به وسیله دیوارهایی زاویه دار تعریف شده اند به گونه ای که ابعاد اتاق ها دچار اختلال شده و در نگاه کلی راحتی و آسایشی که نمای بیرونی به آن اشاره می کند، در فضای داخلی تکذیب می شود .

10

شکل استوار دیواری در پلان تاکیدی به یک حفاظ سخت و خشک دارند در حالی که وجود دانه های بزرگ، این حفاظ سخت و خشک را می شکند و خود تضاد ایجاد می کند.

خانه گیلد:

یک بنای عریان برای نگهداری سالمندان در فیلادلفیا ساختمان ۶ طبقه و آجری که بنایی مانند ویترین فروشگاه دارد یک علامت تابلو مانند و یک آنتن تلویزیون برنزی غول پیکر که با وضعیت مشخصی بر روی بام قرار گرفته است جلب توجه می کند. ساختمان در ظاهر زشت و معمولی به نظر می رسد زیرا اولین ساختمانی است که قبل از پست مدرن به منزله روگردانی و انکار تمام چیزهایی است که مدرنیسم برای بیش از چهل سال ارائه کرده بود به شمار می آید .

ونچوری این خانه را از نظر بی ذوقی و بی روحی کنایه ای بر مشابهت و هماهنگی آن با ساختارهای درون شهری اطراف آن می داند . ابعاد و سایز بنا، پس نشستگی ها و پنجره های بی سابقه با سایز متفاوت همگی تداعی کننده یک بلوک ساختمانی عمومی هستند و آنتن تلویزیون، تصویری طعنه آمیز از فعالیت های تفریحی اولیه ساکنان این محل می باشد. در سطحی بالاتر ترکیب بندی این خانه از نظر کلاسیک کاملاً‌ منظم و نمای اصلی با یک ستون مرمرین صیقلی که در مرکز ورودی قرار گرفته محکم و ثابت شده است.

این بنا به صورت یکدست به طرف بالا و به سمت یک قالب تزئینی مستدیر که در بالای درگاه واقع شده می رود .

تجزیه وتحلیل نمونه ای از نقد معماری دوره پست مدرن:

11

رابرت ونچوری از منتقدان معماری معاصر است که با کتاب پیچیدگی و تضاد در معماری به عنوان منتقد و نظریه پرداز معماری پست مدرن مطرح شد. با ذکر نمونه ای از نقد او به پیچیدگی و تضاد در مقابل ساده سازی یا شگرف نمایی “معماران ارتدوکس مدرن تمایل داشته اند تا پیچیدگی را به گونه ای ناکافی یا نا منسجم به رسمیت بشناسند. این گروه از معماران، در تلاششان برای قطع رابطه با سنت و شروع مجدد همه چیز، عناصر ابتدایی و اولیه را به زیان عناصر متنوع و پیچیده تقدیس کردند. آن ها، به عنوان شرکت کنندگان در یک جنبش انقلابی، تازگی نقش های مدرن را ستایش کردند و پیچیدگی های آن ها را به دست فراموشی سپردند. آنان در نقش اصلاح گر، به گونه ای پیوریتنی از جدایی و طرد عناصر، به جای تضمین الزامات مختلف و سازگار کردن آن ها، دفاع کردند. فرانک لوید رایت، به عنوان یکی از پیشگامان نهضت مدرن و کسی که با شعار «حقیقت در برابر جهان» بزرگ شد، نوشت:

12

«منظرهایی از چنان سادگی بسیار گسترده و دوررس در مقابل من گشوده خواهد شد و چنان هماهنگی هایی در ساختمان پدیدار خواهد شد که تفکر و فرهنگ جهان مدرن را دگرگونی و تعمق بخشد. این باور من است. » و لوکوربوزیه، یکی از بنیان گذاران ناب گرایی، از صور بزرگ اولیه ای سخن گفت که به ادعای او «متمایز و بدون ابهام» بودند.

13

معماران مدرن، به استثنای معدودی از آنها، ابهام را به دور افکندند. اما اکنون موضع ما متفاوت است. «در همان حال که مسائل از حیث کمیت، پیچیدگی و دشواری رشد می کنند، سریع تر از گذشته هم تغییر می کنند» و بیش تر محتاج رویکردی هستند که اگوست هکشر توصیف می کند: «انتقال از دیدگاهی نسبت به زندگی به عنوان چیزی ماهیتاً ساده و منظم به دیدگاهی از زندگی به مثابه چیزی پیچیده و طنز آمیز، مسیری است که هر فرد با رسیدن به بلوغ آن را طی می کند. اما بعضی از اعصار این تحول را تشویق می کنند. در آن ها نگرش پارادوکسیکال یا دراماتیک ، کل صحنه ی فکری را تحت الشعاع قرار می دهد… در میان سادگی و نظم، عقل گرایی متولد شده است، اما عقل گرایی عدم کفایت خود را در هر عصر خیزش اثبات کرده است. بنابراین تعادل باید از تقابل افراد خلق شود. آن آرامش درونی که انسان ها به دست می آورند. باید نشان تنشی میان تقابل ها و عدم تعیین ها باشد… احساس تمایلی نسبت به پارادوکس اجازه می دهد چیزهای ظاهراً نامتشابه کنار یکدیگر وجود داشته باشند و همان عدم تجانس آن ها نوعی از حقیقت را القا می کند.

14

عقلانی کردن به خاطر ساده کردن هنوز رایج است، گرچه این گونه عقلانی کردن ها از استدلال های اولیه ظریف تراند. آن ها بسط هایی در پارادوکس با شکوه میس وندرو محسوب می شوند که می گفت: «کم تر، بیش تر است».

آموزه ی کم تر،‌بیش تر‌ است بر پیچیدگی مرثیه می خواند و طرد را به خاطر مقاصد بیانی توجیه می کند. این آموزه یقیناً به معمار اجازه می دهد «در تعیین مسائلی که می خواهد حل کند به شدت انتخاب گر باشد. اما اگر روح معمار باید به شیوه ی نگرش خاص خود به جهان متعهد باشد، چنین تعهدی یقیناً به این معناست که معمار تعیین می کند که مسائل چگونه باید حل شوند نه این که بتواند تعیین کند که کدام مسائل را حل خواهد کرد.

15

او فقط به بهای جدا کردن معماری از تجربه ی زندگی و نیازهای جامعه می تواند ملاحظات مهم را طرد کند. اگر ثابت شود بعضی مسائل غیر قابل حل اند، او می تواند این را بیان کند:

در نوع تضمین کننده و نه طرد کننده ی معماری جایی برای قطعات مختلف، برای تضاد، برای بداهه، و برای تنش های حاصل از آن ها وجود دارد. پاویون های عالی میس وندرو الزامات معتبری برای معماری دادند، اما جنبه ی انتخابی محتوا و زبان آن ها محدودیت و در عین حال قدرت شان محسوب می شود.

جایی که سادگی نتواند کار کند، خاصی و ناپختگی حاصل می شود، ساده سازی پرهیاهو به معنای بی روح و ملال آور است. کم تر، کسل کننده است.”[۲۴]

با دقت در متن فوق، مشاهده می شود که نقد اصلی رابرت ونچوری به معماری مدرن، تاکید آن معماری و معماران برتر آن بر سادگی و استفاده از فرم های اصلی و خالص و تزیینات می باشد.

از آنجا که نحوه ی نگرش علم به جهان هستی در دهه ی شصت و هفتاد میلادی بسیار متحول شد و رویکرد دانشمندان و فیلسوفان به جهان هستی با پیچیدگی همراه شد، متفکران معماری دوره ی پست مدرن هم با تکیه بر آن رویکرد، توجه بسیاری به مسئله ی پیچیدگی و تضاد در معماری نمودند و از این طریق نقدهای اساسی و ریشه ای بر معماری مدرن و اندیشه های پیشگامان آن وارد کردند. بنابراین می توان تاثیر روح زمان را در نقد معماری دوره پست مدرن مشاهده کرد.

از دیگر مسائلی که می توان به آن اشاره کرد، ویژگی شخصیتی رابرت ونچوری است. او همواره به بی نظمی علاقمند بود و سعی می کرد در همه ی احوال، نظم موجود را بشکند و به بی نظمی بپردازد.

16

” انتقال از دیدگاهی نسبت به زندگی به عنوان چیزی ماهیتاً ساده و منظم به دیدگاهی از زندگی به مثابه چیزی پیچیده و طنز آمیز مسیری است که هر فرد با رسیدن به بلوغ آن را طی می کند.”[۲۵]

پس از مطالعه ی نقد او بر معماری مدرن، متوجه می شویم که او در برابر نظم معماری مدرن، بی نظمی را مطرح می کند که حاصل دیدگاه او نسبت به جهان هستی است.

17

در مجموع می توان نتیجه گرفت که در نقد دوره ی پست مدرن مسائل متعددی مانند: ویژگی های شخصیتی منتقد، تحولات جامعه، روح زمانه، مسائل فرهنگی، سیاسی، اقتصادی مطرح در محیط اثر معماری و … تاثیرگذارند و نمی توان در این دوره بصورت تک بعدی به نقد اثر پرداخت. بلکه دیدگاه چند بعدی نگر بر تجزیه و تحلیل و نقد پدیده ها حاکم شده است.

گرایشات پست مدرن در معماری:

پست مدرن در معماری را می توان با مفاهیمی همچون تاریخ گرایی ، سنت گرایی ، منطقه گرایی همراه با خرد گرایی دید که به نوعی در ادامه سبکهای گذشته و تبدیل آن به امروز باشند و تلفیقی از آنچه بوده تا به امروز هست . در این مسیر دو محور معماری سپید و معماری پست مدرن نام برد.

18

معماری سپید را بعضی همچون چالز جنکس لیت مدرن می دانند که در واقع چنین نیست هر چند که معماری سپید را می توان در ادامه و تعالی تفکرات معماری مدرن بین المل دانست و لی هرگز مدرن نبوده است چرا معماری سپید در تعمل یا اجتماع است و نوعی پیوند ر با جامعه بر قرار می کند که فضا های عمومی و خوصوصی را در پیوند و مجزا از هم معرفی می کند . این معماری را به علت اینکه معماری به رنگ سپید را ارائه می کند و به نوعی به مخالفت با ونچوری پرداخته و با تعالی افکار لوکوربوزیه می پردازد و در فرم به پیچیدگی و گوناگونی پناه می برد را می توان و از این لحاظ که ماهیت دوگانه ای را نیز داراست به پست مدرن نسبت داددر واقع معماری سپید را می توان آوانگار پست مدرن نامید که به نوعی مدرن بین المل را یک قدم به جلو برد اما آن را در پرده ابهام و چند گانگی رها نمود که این مشخصات را میتوان در سردمداراین کار ریچارد میر دید هر چند افراط در بعضی از تفکرات این گرایش به دست همچون آیزنمن پدیده معماری واسازی را متولد نمود.

19

اما معماری را که امروزه بیشتر تحت عنوان پست مدرن می دانیم که پیشگام و نظریه پرداز آن را ونچوری می دانند .ونچوری طی مقاله ای که در سال ۱۹۶۶ در نیویورک ارائه کرد۲۳ در آن به صراحت با چهار اصل به تعریف معماری مورد نیاز روز پرداخت که این چهار اصل را از ویژگیهای معماری پست مدرن بعدها نیز عنوان گردیدکه عبارتند:

معماری غیر سر راست باید باشد.

پیچیدگی و تضاد در معماری باید در مقابل ساد ساری با ژرف گرایی وارد معماری گردد .

سطوح متضاد که در واقع مسئله هم آن و هم این را در معماری وارد نمود.

تطبیق و محدودیت نظم را که تحت عناصر متعارف و التزام کل غامض را معرفی می کند که طی این چهار اصول ونچوری به مبارزه با معماری مدرن پرداخته است .اما معماری پست مدرن درادامه معماری سپید نیز می تواند باشد که به نوعی در ادامه راه آن و حذف مسئله تفکرات پیشگامان مدرنیسم است و چالز جنکس نیز معماری پست مدرن را دارای این ویژگیها تعریف می کند مردم پسند و همراه با عقاید عده کثیری از مردم جز گرا است که در جزئیات به سنتها پرداخته البته به اختیار دارای طنز ومزاج است که همراه با نوعی نماد سازی است.

معماری است دارای تمثیل و استعاره که به نوعی برداشتی از تاریخ نیز هست .

این معماری به تصویر سازی می پردازد که به نوعی فریب نمایی نیز هست که به ارائه عدم واقعیت می پردازد.

20

در این معماری به نوعی به تبعیین و تجلی پیوند می پردازد.

معماری پست مدرن به فرمهای معمول و انتزایی می پردازد .

دراین معماری سعی شده است که به نوعی خوشه چین است و از هر مکتبی چیزی را دارد .

معماری همرا با تزئینات و تضاد است .

نتیجه گیری:

از این تحقیق نتایج زیر بدست آمده است :

  • نقد معماری در دوره ی پست مدرن، بسیار فراتر و پیچیده تر از داوری کردن و یا سنجش نیک و بد یک اثر معماری تعریف می شود. می توان گفت نقد معماری در این دوره به معنای خوانش مجدد اثر و کشف معانی و رمزهای نهفته درآن می باشد.
  • نقد خواندنی ژرف است، نقد در اثر گونه ای قابل فهم بودن کشف می کند و در آن به تاویلی دست می یابد.
  • پس از مطالعه ی اندیشه های وین اتو و تجزیه و تحلیل انواع نقد ذکر شده، به این نتیجه می رسیم که نمی توان در دوره ی پست مدرن، اثر معماری را با یکی از انواع نقد معماری، بطور کامل مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. بلکه باید به روش ترکیبی از آنها استفاده کرد.
  • پس از مطالعه ی نقد رابرت ونچوری به معماری مدرن و تجزیه وتحلیل داده های آن نقد متوجه می شویم که نقد معماری در دوره ی پست مدرن تحت تاثیر عوامل متعددی مانند ویژگی های شخصیتی منتقد، ویژگی های فرهنگی و اجتماعی جامعه، زمان و مکان مورد بحث، روش نقادی انتخاب شده توسط منتقد قرارداد و در مجموع فرایند پیچیده تری نسبت به دوره های گذشته پیدا کرده است.
  • نمی توان در این دوران بصورت تک بعدی به نقد اثر پرداخت و بعنوان نمونه اثر را تنها با معیار عملکرد سنجید.بلکه به نظر می رسد که دیدگاه پلورالیستی بر تجزیه و تحلیل و نقد پدیده ها حاکم شده است و باید اثر را با رویکردی فرا معیاری نقد کرد.رویکردی که اثر را با معیار هایی مانند: فرم،فضا،عملکرد،تکنولوژی،رابطه با محیط مورد نقد قرار می دهد.

21

منابع:

  • بارت، رولان- نقد و حقیقت- ترجمه شیرین دخت دقیقیان- انتشارات مرکز-۱۳۷۷
  • خویی، حمید رضا –مقدماتی در باب نقد آثار معماری- مجله معماری و شهرسازی شماره۶۱-۶۰- اسفند ۱۳۷۹
  • خویی،‌حمید رضا- صور نقد معماری در کتاب معماری و اندیشه ی نقادانه- فصل نامه خیال- شماره۳- پاییز۱۳۸۱
  • زرین کوب، عبدالحسین- نقد ادبی- انتشارات امیر کبیر- ۱۳۷۳
  • کهون، لارسن- از مدرنیسم تا پست مدرنیسم- ویراستار فارسی: عبدالکریم رشیدیان- نشر نی-۱۳۸۱
  • معین، محمد- فرهنگ فارسی- انتشارات امیر کبیر- چاپ هفتم-۱۳۷۱
  • Attoe, Wayne – Architecture and Critical Imagination- John willey & sons -London-1978



جیمز استرلینگ:

هویت کار جیمز استرلینگ استفاده از تنوع٬التقاط گرایی وجستجوی جاذبه های وسیع معمارانه است.

کارهای او نتیجه علاقه معمار به نوسان میان گذشته وآینده٬میان عناصر قدیمی و موفقیتهای حرکت مدرن است.

بررسی سبک:

اگر ما بخواهیم از سبک کلاسیک به عنوان ابزار اصلی سنجش سبک او استفاده کنیم در حالیکه آن را با جنبه های کم و بیش غیر اساسی ترکیب کنیم٬این ترکیب به وضوح توجه او را جلب می کرد.

در کارهای استرلینگ کلاسیک گاهی تایید می شود و گاهی نیز رد٬اما تکرار زیاد آن به عنوان مرجع٬یکی از جنبه های کارهای اوست.

کسی از استرلینگ به عنوان یک معمار کلاسیک نام نمی برد-او کاملا یک معمار مدرن است-اما علاقه او به پیشگامان کلاسیک و نئوکلاسیک به صورت یک موتیف تکراری در طرحهایش دیده می شود.

اگر ما از کلاسیک در مورد استرلینگ صحبت می کنیم این به آن معنی نیست که او می خواست آن را احیا کند٬بلکه نشانگر آن است که او علاقمند به ایده یک نوع کلاسیسیزم عام بود.

در حالیکه او هرگز علاقه خود را به مدرنیزم نفی نمی کند و دست یابی به آن را هدف خود می داند اماآن مدرنیزمی را در نظر دارد که از کلاسیسیزم استنتاج گردیده و با اصول عقلی منقوش می باشد.این اصول پایه هایی برای استفاده از زوایای راستشبکه های منظم و فرم های هندسی منظم و رو به جلو در کارهای اوست.

گاهی این اصول منجر به خیابان بندی های متقارن و حتی لی آت های نئو کلاسیک می گردد٬مانند آنچه در مرکز تحقیقات بایر وجود دارد.

در مورد جیمز استرلینگ می توان عنوان کرد که شخصیت آثارش دقیقا با گذشت زمان تغییر کرده است به طوریکه توجه او به نقش معماری در شهرسازی معطوف شده است٬در حالیکه کارهای اولیه او اغلب در محوطه های باز دانشگاه ها و یا سایت های وسیع فضای سبز اجرا شد ماموریت های مهم تری او را به سمت نیازهای خاص فضاهای شهری سوق داد.بنابراین او با مفاهیم شهری هم از ساختمان های اطراف و هم از نظر تاریخ سایت درگیر شد.این درگیری باعث شد که او ارزش های شهری را که سمبلیک تر هستند به واقعیت نزدیک کند و آنها را با خصوصیات غیر قابل سنجش هویت سازمان های انسانی مرتبط سازد.به این دلیل او باید این شرایط را به عنوان بایسته های ایجاد یک منطقه شهری و عمومی بداند٬که نشان می دهد او نه تنها علاقمند به ارضای عملکرد هاست بلکه می خواهد شهر را با مردمی که در آن زندگی می کنند مرتبط سازد.

استرلینگ در تعریف محدوده های تجریدی و نمایشی –مرز هایی که آثارش بین آنها نوسان دارد-آنها را قطب های دیالکتیکی می نامد که دیالکتیک معروف لوکوربوزیه را به خاطر می آورد:آنجا که انسان را به صورت ˝مغز و یک قلب،استدلال و احساس تعریف می کند…˝

فرم های تجریدی مورد اشاره استرلینگ،با تعریف خاص خودش از مدرن و گاهی تکنولوژی و یا ״های-تک״ اقتباس شده اند.فرم های نمایشی به قدری بدیهی و آشنا هستند که حتی سنتی به نظر می رسند.

در آثار استرلینگ چه پروژه کوچک باشد و چه بزرگ مشخصه ظاهرا ثابتی به نظر می رسد که تمایل با بازی کردن با فضاهاست؛هم فضاهای داخلی و هم خارجی.

در مجموعه های واقعا بزرگ،نمی بینیم که تمام فضاها به وسیله یک فضای داخلی عظیم مکیده شده باشد،بلکه توازنی بین آنچه که برای ساختن یک فضای داخلی متعالی و رضایت بخش مورد نیاز است و آنچه که برای ایجاد واحدهای ساختمانی با بیان هویت های مختلف لازم است برقرار می باشد و این باعث می شود که مجموعه به صورت یک کل در محیط شهری هضم شود.شاید مهم ترین مثال از شیوه ای که استرلینگ از قوه ابتکارش در شکل دادن فضا استفاده می کند،مجموعه ادارات مرکزی براون در شهر مسونگن باشد.

استرلینگ ابتدا با جیمزگوان و سپس با مایکل ویلفورد همکاری و مشارکت داشت.او با طراحی یک سری از ساختمان های مهم در دهه های ۱۹۵۰و ۱۹۶۰شهرتی جهانی به دست آورد.این روند در هر دهه با بازنگری و جهتگیری های صحیح همراه بود.

پروژه های قبل از دهه ۱۹۶۰جدا شدن او را از״ مدرنیسم بومی ״که در سال های قبل تا حدودی متداول شده بود و جسارتش را در برخورد با مسائل خیلی پیچیده تر نشان می دهد.

از قبل از ۱۹۷۰ او سبک معماری آزاد را تجربه می کرد که می کوشید به وسیله آن روستایی و پیشرفته،شکوهمند و غیر رسمی،مدرن و سنتی را در یک پروژه واحد داشته باشد.او خود را در حصار هیچ نوع زیبایی شناسی ثابتی محدود نکرد.

در دهه های ۱۹۷۰و۱۹۸۰ شرکت در یک سری مسابقات معماری و طراحی چند ساختمان در مکان های مختلف دنیا مثل اروپا و آمریکا تغییری در معماری او پدید آورد.تغییر در احجام و رفتار سطوح نشان از دور شدن از انتزاع و عملکرد گرایی مدرنیسم و حرکت به سوی یک معماری متفاوت و نقاشی گونه بود.

استرلینگ همچون لوکوربوزیه یک زبان معمارانه مبتنی بر وسعت نظر و توجه به علایق شخصی بنا نهاد. او همچون لوکوربوزیه در ارائه طرح ها درکی وسیع و قوی تر از مهارت های قبلی داشت و با دقت تاثیر حجم،فضا،نور و رنگ روی روحیه انسان مورد توجه قرار می داد.

22

23

معرفی کارها:

از کارهای استرلینگ می توان از پروژه های زیر یاد نمود:

خانه های مشترک هام که تحلیلی از تخیلات لوکوربوزیه در خانه ژاول بود.

دانشکده مهندسی لیسستر،دانشکده تاریخ دانشگاه کمبریج،و ساختمان فلوری در کالج ملکه آکسفورد که علاقه او را به سطوح شفاف شیشه ای و ترکیب سطوح سخت را به نمایش می گذارد.

توسعه بخش مسکونی دانشگاه سنت اندروز که بیان هنری نوین از کاربرد بتن پیش ساخته بود.

ساختمان مهندسی دانشگاه لیسستر(LEICESTER ):

Architect: Stirling and Gowan 1959

24

25

نمایشگاه دو سالانه ونیز: که دارای مشخصه هایی که تقریبا در تمامی آثار استرلینگ وجود دارد.یکی از مشخصه هایی که مستقیما با عملکرد سروکار دارد کنترل نور طبیعی است که در اینجا با پیش آمدگی های لبه بام که در آثار اولیه رایت را به خاطر می آورد،انجام شده است.

26

کتابفروشی نمایشگاه دو سالانه ونیز

گالری کلور(تات)لندن:

در اینجا استرلینگ سه کار خوب ارائه کرده است.او مجموعه ای از گالری های به فرم سنتی،به وجود آورده که با محیط اطراف خود انطباق کامل دارد.

28

27

گالری و تئاتر اشتوتگارت:

این گالری سلسله ای از سالن های نمایش متصل در استاتز گالری قدیمی تر ،تراس های خارجی به عنوان جایگاه مجسمه و کتابخانه و یک ساختمان اداری در عقب مجموعه فراهم می کند.

29

علت وجودی پروژه،خلق دوباره فرم ها و فضاها متناسب با شرایط موجود بود.
جمعیتی ناهمگون در اینجا گرد می آیند و در فضاهای داخلی و خارجی آن به مثابه شهری مینییاتوری مرکب از ساختمان هایی با شکل ها و شخصیت های مختلف گردش می کنند.
این ساختمان ها طوری در کنار یکدیگر چیده شده اند که مرزهای بیرونی آنها هماهنگ با مقیاس و شخصیت ساختمان های اطراف باشد.

30

ساختمان گالری انتخابی تصادفی و آگاهانه از معماری منسوخ شده وباقیمانده که مدرنیسم او را منعکس می سازد و او آنها را در خلایی ایدئولوژیک رها می کند،به طوریکه خودش هم نمی تواند آنها را کنترل کند.یک معماری پیشرو که ما را دعوت می کند تا از نظر فلسفی نسبت به وضعیت لرزان مدرن تفکر بیشتری کنیم.

31

پریستون هاوس Stirling’s Preston Housing :

32

33

35

36

37

مرکز هنرهای نمایشی دانشگاه کرنل:

این ساختمان در کنار پلی روی مسیل کاسکادیلا واقع گردیده و به وسیله یک پاویون هشت وجهی مشخص می شود که به عنوان یک سر پناه ایستگاه اتوبوس عمل کرده و مرکز اطلاعات دانشگاه را در بر می گیرد.پیاده رو در اطراف آن دور می زند. از میدان میتوان به یک بالکن ستوندار وارد شد که بخش های مختلف ساختمان را به صورت یک تفریحگاه مشرف بر مسیل با چشم انداز زیبایی به دریاچه کایوگا متصل می کند.

38

موسسه تحقیقاتی/اجتماعیWZB :

این ساختمان برای اجتناب از یکنواختی در پنج شکل مختلف در کنار ساختمان قدیمی قرار گرفته بطوری که هر دپارتمان فرم مشخص داشته و در عین حال به صورت بخشی از یک ارگانیسم واحد عمل می کند.

39

جیمز استرلینگ بازی پست مدرن را به روش ویژه بسیار عالی خودش بازی می کند.او از گذشته های متاخر و تاریخ فراتر می رود؛بر می گزیند و دوباره می آفریند.سپس در یک لحظه تلفیقی به دست می دهد که جدید است و احتمالا شوک دهنده،چیزی که نه او و نه کس دیگری قبلا انجام نداده است.

40

منابع:

کتاب های : جیمز استرلینگ،مایکل ویلفورد و شرکا

راهبردهایی در طراحی معماری

 

 

 

 

 

 

 

من این اطلاعات را مستقیما از

پایگاه اطلاعات دانشجویان معماری
 
کپی کرده ام
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 18:47  توسط فرشاد حضرتی  |